خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و بیقید و شرط شاعر به معشوق است. شاعر از لذتهای بهشتی میگذرد و تنها به عشق معشوق میاندیشد. او ایمان خود را به خال روی معشوق تازه میکند و کفر زلف معشوق را بر ایمانش ترجیح میدهد. شاعر از درد عشق مینالد و تنها درمان خود را در لبهای معشوق میداند. او معتقد است هیچ کس در جهان نیست که از آتش عشق معشوق داغی بر دل نداشته باشد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند کفر و ایمان ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
شماره ۲۱۷ - با همچو تو یاری نفسی هر که برآرد
با همچو تو یاری نفسی هر که برآرد
از لذت فردوس برین یاد نیارد ۱
خواهم که کنم تازه برخسار تو ایمان
کفر سرزلف تو بایمان نگذارد ۲
جز آه و فغان کیست کزین عاشق بیدل
پیغام غم عشق بمعشوق گزارد ۳
غوغا و فغان در فلک و در ملک افتد
آن لحظه که عاشق ز غم عشق بزارد ۴
از کافر و مؤمن بجهان هیچ کسی نیست
کز آتش عشق تو بدل داغ ندارد ۵
بیمار غم عشق ترا هیچ غذائی
جز شربت عناب لب تو نگوارد ۶
کی لایق وصل تو بود جان اسیری
گر سر به کرامات و مقامات درآرد ۷
از لذت فردوس برین یاد نیارد ۱
خواهم که کنم تازه برخسار تو ایمان
کفر سرزلف تو بایمان نگذارد ۲
جز آه و فغان کیست کزین عاشق بیدل
پیغام غم عشق بمعشوق گزارد ۳
غوغا و فغان در فلک و در ملک افتد
آن لحظه که عاشق ز غم عشق بزارد ۴
از کافر و مؤمن بجهان هیچ کسی نیست
کز آتش عشق تو بدل داغ ندارد ۵
بیمار غم عشق ترا هیچ غذائی
جز شربت عناب لب تو نگوارد ۶
کی لایق وصل تو بود جان اسیری
گر سر به کرامات و مقامات درآرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - دوش یارم پرده از رخسار خود بگشاده بود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.