خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از مولانا یا شاعری دیگر است که به زیباییهای معنوی و عشق الهی میپردازد. در این اشعار، از مفاهیمی مانند نور، عشق، مستی معنوی، وحدت وجود، و زیباییهای نهفته در عالم سخن گفته شده است. همچنین، اشارههایی به کعبه، مسجد، و میکده به عنوان نمادهایی از عشق و معنویت وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۹۰ - تا نقاب از مهر رویش دور شد
تا نقاب از مهر رویش دور شد
جمله ذرات غرق نور شد ۱
حسن او در پرده ذرات کون
هم هویدا گشت و هم مستور شد ۲
کعبه و مسجد ز رویش نور یافت
وز لب او میکده معمور شد ۳
بود چشمش فتنه عالم ولی
غمزه او زاد فی الطنبور شد ۴
قابل دیدار جانان کی شود
هرکه او جویای خلد و حور شد ۵
از شراب لعل ساقی جان و دل
گه چو چشمش مست وگه مخمور شد ۶
از غم دنیا و دین دل باز رست
تا بدیدار تو جان مسرور شد ۷
از جفای ترک چشم فتنه جو
جمله عالم پر زشرو شور شد ۸
دید عالم را اسیری پر زخود
از لباس بود خود چون عور شد ۹
جمله ذرات غرق نور شد ۱
حسن او در پرده ذرات کون
هم هویدا گشت و هم مستور شد ۲
کعبه و مسجد ز رویش نور یافت
وز لب او میکده معمور شد ۳
بود چشمش فتنه عالم ولی
غمزه او زاد فی الطنبور شد ۴
قابل دیدار جانان کی شود
هرکه او جویای خلد و حور شد ۵
از شراب لعل ساقی جان و دل
گه چو چشمش مست وگه مخمور شد ۶
از غم دنیا و دین دل باز رست
تا بدیدار تو جان مسرور شد ۷
از جفای ترک چشم فتنه جو
جمله عالم پر زشرو شور شد ۸
دید عالم را اسیری پر زخود
از لباس بود خود چون عور شد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - یارم چو ز رخ نقاب بگشود
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - هر لحظه بروئی دگر آن روی نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.