خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی به وحدت وجود و رابطه بین خالق و مخلوق میپردازد. شاعر بیان میکند که هستی ما همان هستی خداست و جهان مانند آینهای است که تصاویر مختلف را نشان میدهد. هدف نهایی آفرینش، فنا شدن در ذات الهی و بقا یافتن به اوست. متن بر یگانگی حق تأکید دارد و از شنیدن سخن عارفان حقبین دعوت میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و فهم نیاز به بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۶۱ - مانیستیم و هستی ما هستی خداست
مانیستیم و هستی ما هستی خداست
هستی به نیستی نه قرین است نه جداست ۱
دلبر چو رو در آینه مختلف نمود
این صورت مخالف از آن اختلاف خاست ۲
عالم چو عکس آینه و نقش سایه دان
کورا نمود و بود ز وهم و خیال ماست ۳
بنگر چو شد عیان بلباس چرا و چون
آنکو نهان بکسوت بیچون بی چراست ۴
مقصود آفرینش عالم کسی بود
کو از خودی فنا شد و باقی بدان بقاست ۵
میدان یقین که در دو جهان غیر یار نیست
بشنو سخن ز عارف حق بین درست وراست ۶
رندی که مست باده و هشیار و زاهدست
انصاف ده که همچو اسیری دگر کجاست ۷
هستی به نیستی نه قرین است نه جداست ۱
دلبر چو رو در آینه مختلف نمود
این صورت مخالف از آن اختلاف خاست ۲
عالم چو عکس آینه و نقش سایه دان
کورا نمود و بود ز وهم و خیال ماست ۳
بنگر چو شد عیان بلباس چرا و چون
آنکو نهان بکسوت بیچون بی چراست ۴
مقصود آفرینش عالم کسی بود
کو از خودی فنا شد و باقی بدان بقاست ۵
میدان یقین که در دو جهان غیر یار نیست
بشنو سخن ز عارف حق بین درست وراست ۶
رندی که مست باده و هشیار و زاهدست
انصاف ده که همچو اسیری دگر کجاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - درد بی درمان بعالم دردماست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.