خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از شوق دیدار معشوق، زیبایی بینظیر او و تأثیر نورانیاش بر جهان سخن میگوید. او اشاره میکند که هر ذرهای از جهان تحت تأثیر عشق و زیبایی معشوق تابناک شده و هر بینندهای این حقیقت را درک میکند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای ادبی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان شعری کلاسیک و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۷ - دلم ز شوق رخت بی سرو سامان است
دلم ز شوق رخت بی سرو سامان است
جان ز سودای سر زلف تو سرگردانست ۱
عالم از پرتو حسن تو نماید روشن
همه ذرات ز مهر رخ تو تابانست ۲
بخدا هرکه دلیلی طلبد گو بخود آ
یار پیداست چه محتاج دگر برهانست ۳
وه چه رخسار و چه حسنست و چه ناز و شیوه
که دل و جان جهان جمله درو حیرانست ۴
هر زمان تازه جمالی بنماید رخ دوست
زانکه حسن رخ او بیحد و بی پایانست ۵
شاهد حسن تو از پرده ذرات جهان
چون عیان گشت نگویی که چرا پنهانست ۶
هرکه صاحب نظر آمد چو اسیری بیند
که جهان پرتو خورشید رخ جانانست ۷
جان ز سودای سر زلف تو سرگردانست ۱
عالم از پرتو حسن تو نماید روشن
همه ذرات ز مهر رخ تو تابانست ۲
بخدا هرکه دلیلی طلبد گو بخود آ
یار پیداست چه محتاج دگر برهانست ۳
وه چه رخسار و چه حسنست و چه ناز و شیوه
که دل و جان جهان جمله درو حیرانست ۴
هر زمان تازه جمالی بنماید رخ دوست
زانکه حسن رخ او بیحد و بی پایانست ۵
شاهد حسن تو از پرده ذرات جهان
چون عیان گشت نگویی که چرا پنهانست ۶
هرکه صاحب نظر آمد چو اسیری بیند
که جهان پرتو خورشید رخ جانانست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶ - چیست عالم جلوه گاه حسن دوست
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.