خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از غم و اندوه، درد و رنج عاشقانه، و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از گلهای باغ، لاله و سنبل به عنوان نمادهای غم و پریشانی یاد میکند و احساسات خود را از طریق تصاویر طبیعت بیان میکند. او از بخت بد، جراحتهای عاشقانه و اشک خونین میگوید و به دنبال تسکین دردهای خود است.
این متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عاشقانهی دردآلود، درک آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
غزل ۵۵۴ - نبرد از دل غمی نظاره گلهای بستانی
نبرد از دل غمی نظاره گلهای بستانی
ز لاله داغ دل افزود و از سنبل پریشانی ۱
شکفته رویم ار بینی، نه پنداریکه خوشحالم
که در زیر غبار غم نهان شد چین پیشانی ۲
بخاک افشاند بخت بد چو برک گل پر و بالم
درین گلشن چنین کردیم آخر بال افشانی ۳
شراب درد و غم از ساغر تبخاله می ریزد
مبادا از پی حرف مداوا لب بجنبانی ۴
برای گرد سرگشتن ازو بهتر نمی یابم
بگرد عالمم ای بخت اگر صد ره بگردانی ۵
جراحتهای چشم از اشک خونین کی شود بهتر
خراش دیده افزون می شود زین لعل پیکانی ۶
کلیم امشب دلی از یار خالی می کنم تا کی
سخن بر لب گره باشد نفس در سینه زندانی ۷
ز لاله داغ دل افزود و از سنبل پریشانی ۱
شکفته رویم ار بینی، نه پنداریکه خوشحالم
که در زیر غبار غم نهان شد چین پیشانی ۲
بخاک افشاند بخت بد چو برک گل پر و بالم
درین گلشن چنین کردیم آخر بال افشانی ۳
شراب درد و غم از ساغر تبخاله می ریزد
مبادا از پی حرف مداوا لب بجنبانی ۴
برای گرد سرگشتن ازو بهتر نمی یابم
بگرد عالمم ای بخت اگر صد ره بگردانی ۵
جراحتهای چشم از اشک خونین کی شود بهتر
خراش دیده افزون می شود زین لعل پیکانی ۶
کلیم امشب دلی از یار خالی می کنم تا کی
سخن بر لب گره باشد نفس در سینه زندانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۳ - دوران ز عاریتها دندان ز ما گرفته
گوهر بعدی:غزل ۵۵۵ - تو ز روی مهربانی بمیان مگر در آئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.