این متن به بیان نقدی تلخ از جامعه و رفتارهای ناپسند انسانی میپردازد. شاعر از ویرانیهای اخلاقی، ظلم، فقر، ریاکاری و دنیاپرستی انتقاد میکند و اشاره مینماید که حتی طبیبان نیز قادر به درمان درد فقر نیستند. همچنین، به ناتوانی طبیعت در برابر ویرانیهای انسان اشاره دارد و در نهایت، امیدوار است که با هنر و بخت خود بتواند از شرایط سخت، زیبایی بیافریند.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آنها نیاز به تجربه و شناخت نسبی از مسائل اجتماعی و اخلاقی دارد. همچنین، برخی از ابیات دارای مضامین عمیق فلسفی هستند که برای مخاطبان جوانتر ممکن است سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۰۶ - کار دوران چیست جمعیت پریشان ساختن
سیل مجبورست در معموره ویران ساختن ۱
پاک طینت را بکین کس نشاید گرم کرد
بهر خونریز از طلا شمشیر نتوان ساختن ۲
گر طبیب همت ایام عیسی دم شود
باید از وی درد فقر خویش پنهان ساختن ۳
ابر اگر از طینت اهل جهان آگه شود
قطره سازی را بدل سازد به پیکان ساختن ۴
ترک دنیا پیش این دنیاپرستان کافریست
چون بکیش هندوان بتخانه ویران ساختن ۵
گریه ما را گر میرابی گلشن دهند
عاجز آید نوبهار از غنچه ویران ساختن ۶
با همه ناقابلی دارد هنرها بخت ما
می تواند از گل و ریحان مغیلان ساختن ۷
بیکدورت راحت از گیتی نشاید چشم داشت
زانکه ناچارست با دود چراغان ساختن ۸
نار پستان دست فرسود هوا باشد کلیم
بعد از این خواهیم با سیب زنخدان ساختن ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.