خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از دردها و رنجهای زندگی، جستجوی معنوی، و مبارزه با عادتهای ناپسند سخن میگوید. او از دیوانگی، توبه، و جستجوی حقیقت با وجود موانع میگوید و به عشق و ایمان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'شیر دختر رز' و 'توبه از دست سبو' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیاز به تفسیر داشته باشد.
غزل ۴۷۰ - نه بیدادست گر چاک گریبان را رفو کردم
نه بیدادست گر چاک گریبان را رفو کردم
حصاری شد مرا تا سر بجیب خود فرو کردم ۱
به بند دهر که چون تیغم، ولی از جوهر ذاتی
گشایش در قدم دارم بهر جانب که رو کردم ۲
ز اهل عقل جز نه در برابر بسکه بشنیدم
شدم دیوانه و با خویش آخر گفتگو کردم ۳
ز شیر دختر رز تا بریدم طفل عادت را
بحکم دایه مشرب بخون توبه خو کردم ۴
چرا از خضر نالم ره بمقصد گر نمی بینم
که من با دیده پوشیده دایم جستجو کردم ۵
زآسیب شکستن پیر جام آنرا نگهدارد
که باز از زهد و تقوی توبه از دست سبو کردم ۶
ندارد قبله اسلام پا برجاتری از من
تمام عمر چون چشمت بیک محراب رو کردم ۷
کلیم از پرتو روشن دلی شرمنده کم گشتم
دل و آئینه را هر گاه با هم روبرو کردم ۸
حصاری شد مرا تا سر بجیب خود فرو کردم ۱
به بند دهر که چون تیغم، ولی از جوهر ذاتی
گشایش در قدم دارم بهر جانب که رو کردم ۲
ز اهل عقل جز نه در برابر بسکه بشنیدم
شدم دیوانه و با خویش آخر گفتگو کردم ۳
ز شیر دختر رز تا بریدم طفل عادت را
بحکم دایه مشرب بخون توبه خو کردم ۴
چرا از خضر نالم ره بمقصد گر نمی بینم
که من با دیده پوشیده دایم جستجو کردم ۵
زآسیب شکستن پیر جام آنرا نگهدارد
که باز از زهد و تقوی توبه از دست سبو کردم ۶
ندارد قبله اسلام پا برجاتری از من
تمام عمر چون چشمت بیک محراب رو کردم ۷
کلیم از پرتو روشن دلی شرمنده کم گشتم
دل و آئینه را هر گاه با هم روبرو کردم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۹ - جنت از رضوان، که من زان روضه خرم نیستم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۱ - روز و شب از بسکه محو آن میان گردیده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.