خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از نارضایتی خود از زندگی و دوری از لذات دنیوی سخن میگوید. او احساس ندامت و غم دارد و خود را از اهل دنیا نمیداند. همچنین، از رنجهای روحی و عدم تعلق به دنیا میگوید و بر بیاعتباری دنیا تأکید میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از مفاهیم انتزاعی دارد.
غزل ۴۶۹ - جنت از رضوان، که من زان روضه خرم نیستم
جنت از رضوان، که من زان روضه خرم نیستم
سیر چشمم در پی میراث آدم نیستم ۱
خوردنم غیر از ندامت نیست بر خوان عمل
چند گیرم در دهان انگشت، خاتم نیستم ۲
هرگز از فوت مرادی ناله از من سر نزد
مرده را از بیغمی در فکر ماتم نیستم ۳
همچو غم در خلوت هر دل مرا ره داده اند
این سبکروحی از آندارم که بیغم نیستم ۴
همچو ماه عید کارم غم ز خاطر بردنست
تازه ساز داغ مردم چون محرم نیستم ۵
طالع پیراهن فانوس دارد نسبتم
در حریم وصل با این قرب محرم نیستم ۶
خانه زاد آستان پستیم همچون غبار
گر شوم آرایش مسند مقدم نیستم ۷
بسکه رنجیدست طبعم از نفاق صلح کل
نیشتر تا می توان بود مرهم نیستم ۸
لاف اهلیت که باور می کند از من کلیم
اهل چون باشم، مگر از اهل عالم نیستم ۹
سیر چشمم در پی میراث آدم نیستم ۱
خوردنم غیر از ندامت نیست بر خوان عمل
چند گیرم در دهان انگشت، خاتم نیستم ۲
هرگز از فوت مرادی ناله از من سر نزد
مرده را از بیغمی در فکر ماتم نیستم ۳
همچو غم در خلوت هر دل مرا ره داده اند
این سبکروحی از آندارم که بیغم نیستم ۴
همچو ماه عید کارم غم ز خاطر بردنست
تازه ساز داغ مردم چون محرم نیستم ۵
طالع پیراهن فانوس دارد نسبتم
در حریم وصل با این قرب محرم نیستم ۶
خانه زاد آستان پستیم همچون غبار
گر شوم آرایش مسند مقدم نیستم ۷
بسکه رنجیدست طبعم از نفاق صلح کل
نیشتر تا می توان بود مرهم نیستم ۸
لاف اهلیت که باور می کند از من کلیم
اهل چون باشم، مگر از اهل عالم نیستم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۸ - ز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۰ - نه بیدادست گر چاک گریبان را رفو کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.