خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند دیدگاه انسان نسبت به بلا و تقدیر، نگاه عمیق به جهان و حقایق پنهان، و ارزشهای معنوی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، مفاهیمی مانند صبر، عرفان، و درک حقیقت را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۳۸۶ - مرد حق بین که بلا را ز خدا می بیند
مرد حق بین که بلا را ز خدا میبیند
تیغ را بر سر خود بال هما میبیند ۱
دیده را میل کشی چون دگران سرمه کشند
گر بدانی نظر بسته چه ها میبیند ۲
زنگ میخواهد از آئینه نظر چون تنگست
ای بسا دیده که تن را به قبا میبیند ۳
عالمی را که کتابست به حق راهنما
کعبه دارد هوس و قبله نما میبیند ۴
بخت ما در شب زلف تو دمی خواب نکرد
اینقدر خواب پریشان ز کجا میبیند ۵
نیست بیقدر کسی در نظر تنگ جهان
خاک را دستهی گل بر سر ما میبیند ۶
دیده بستن ز جهان فیض و گشایش دارد
چون گدا کور شود برگ و نوا میبیند ۷
هر که را دیده نبندند ز کویت نبرند
پیش پا گر چه نبیند به قفا میبیند ۸
تیره گردید کلیم آینهی زانوی من
بس که در گوشهی غم روی مرا میبیند ۹
تیغ را بر سر خود بال هما میبیند ۱
دیده را میل کشی چون دگران سرمه کشند
گر بدانی نظر بسته چه ها میبیند ۲
زنگ میخواهد از آئینه نظر چون تنگست
ای بسا دیده که تن را به قبا میبیند ۳
عالمی را که کتابست به حق راهنما
کعبه دارد هوس و قبله نما میبیند ۴
بخت ما در شب زلف تو دمی خواب نکرد
اینقدر خواب پریشان ز کجا میبیند ۵
نیست بیقدر کسی در نظر تنگ جهان
خاک را دستهی گل بر سر ما میبیند ۶
دیده بستن ز جهان فیض و گشایش دارد
چون گدا کور شود برگ و نوا میبیند ۷
هر که را دیده نبندند ز کویت نبرند
پیش پا گر چه نبیند به قفا میبیند ۸
تیره گردید کلیم آینهی زانوی من
بس که در گوشهی غم روی مرا میبیند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۵ - دوران زکار بسته اگر عقده وا کند
گوهر بعدی:غزل ۳۸۷ - اقلیم دل به زور مسخر نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.