خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از رنجهای عشق، بیقراری و اشتیاق به معشوق مینویسد و تأکید میکند که جز عشق او چیزی ندارد. همچنین، از ناامیدی و دوری از معشوق و بیوفایی روزگار شکایت میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین باشد.
غزل ۳۷۴ - از لذت جور تو خبردار نباشد
از لذت جور تو خبردار نباشد
زخمی که لبش بر لب سوفار نباشد ۱
چشمان توام تشنه بخونند مبادا
این شربت کم بخش دو بیمار نباشد ۲
بیروی تو چشم از همه بستم که ندیدم
عکسی که برین آینه زنگار نباشد ۳
واپس ترم از سایه در آن کوی که هرگز
از ناکسیم جا پس دیوار نباشد ۴
جز مهر توام نیست متاعی وزغیرت
جائی بفروشم که خریدار نباشد ۵
مجنون نتوان بود بژولیدگی موی
مستی به پریشانی دستار نباشد ۶
یک ناله بانگیز نخیزد ز رگ دل
ابروی تو گر ناخن این تار نباشد ۷
زنهار کلیم از مدد بخت بپرهیز
این بخت همان به که بکس یار نباشد ۸
زخمی که لبش بر لب سوفار نباشد ۱
چشمان توام تشنه بخونند مبادا
این شربت کم بخش دو بیمار نباشد ۲
بیروی تو چشم از همه بستم که ندیدم
عکسی که برین آینه زنگار نباشد ۳
واپس ترم از سایه در آن کوی که هرگز
از ناکسیم جا پس دیوار نباشد ۴
جز مهر توام نیست متاعی وزغیرت
جائی بفروشم که خریدار نباشد ۵
مجنون نتوان بود بژولیدگی موی
مستی به پریشانی دستار نباشد ۶
یک ناله بانگیز نخیزد ز رگ دل
ابروی تو گر ناخن این تار نباشد ۷
زنهار کلیم از مدد بخت بپرهیز
این بخت همان به که بکس یار نباشد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۳ - از ضبط گریه دست دل ناتوان کشید
گوهر بعدی:غزل ۳۷۵ - شکفت غنچه و این عقده ام به دل جا کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.