خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناآرامی دل و ناتوانی در قناعت میگوید. او از شتاب عمر، بیوفایی روزگار، و ناشناخته ماندن دردهایش شکایت دارد. عشق و جنون درونش را آشفته کرده، اما جهان به ارزش این احساسات واقف نیست. او خود را مانند مفلیسی میداند که جز هوای زلف معشوق، چیزی نمیشناسد و از بیتوجهی دیگران به عشق و زیبایی گلایه میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی از دنیا و شکایت از روزگار ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۲۴ - دلم بملک قناعت نشان نمی داند
دلم بملک قناعت نشان نمی داند
فغان که این سگ نفس استخوان نمی داند ۱
شتاب عمر دلم را بشکوه آورده
جرس بجز گله کاروان نمی داند ۲
یکیست انجمن و خلوتم ز شور جنون
که گردباد کنار و میان نمی داند ۳
بسان شعله زبانم بعجز راه نبرد
لبم چو جام لبالب فغان نمی داند ۴
چه برگ شادی ازین روزگار می خواهی
که رسم خنده گل زعفران نمی داند ۵
سریکه قطع تعلق نکرد از تن خویش
طریق سجده آن آستان نمی داند ۶
هوای زلف تو دارد دلم چو آن مفلس
که غیر هند بعالم مکان نمی داند ۷
حریف باخته بیصرفه باز می باشد
ز هر که دل ببری قدر جان نمی داند ۸
خدنگ ناله ما همچو شعله شمعست
مسافرست و ز مقصد نشان نمی داند ۹
بعرض حال دل آن چشم مست وانرسد
زترک نیست عجب گر زبان نمی داند ۱۰
درین زمانه زهم حسن و عشق بیخبرند
چمن گر آب خورد باغبان نمی داند ۱۱
کلیم ناله من سر براه نه فلکست
ولی ز دل ره کام و زبان نمی داند ۱۲
فغان که این سگ نفس استخوان نمی داند ۱
شتاب عمر دلم را بشکوه آورده
جرس بجز گله کاروان نمی داند ۲
یکیست انجمن و خلوتم ز شور جنون
که گردباد کنار و میان نمی داند ۳
بسان شعله زبانم بعجز راه نبرد
لبم چو جام لبالب فغان نمی داند ۴
چه برگ شادی ازین روزگار می خواهی
که رسم خنده گل زعفران نمی داند ۵
سریکه قطع تعلق نکرد از تن خویش
طریق سجده آن آستان نمی داند ۶
هوای زلف تو دارد دلم چو آن مفلس
که غیر هند بعالم مکان نمی داند ۷
حریف باخته بیصرفه باز می باشد
ز هر که دل ببری قدر جان نمی داند ۸
خدنگ ناله ما همچو شعله شمعست
مسافرست و ز مقصد نشان نمی داند ۹
بعرض حال دل آن چشم مست وانرسد
زترک نیست عجب گر زبان نمی داند ۱۰
درین زمانه زهم حسن و عشق بیخبرند
چمن گر آب خورد باغبان نمی داند ۱۱
کلیم ناله من سر براه نه فلکست
ولی ز دل ره کام و زبان نمی داند ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۳ - دست حسنت پنجه خورشید تابان می برد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵ - گلشن کشمیر خارش گل بدامان می دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.