خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر میپردازد. شاعر از غمها، ناکامیها، وابستگیهای عاطفی، و ناتوانی در رهایی از بندهای زندگی سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق به فرزند، انتقاد از بخت و اقبال، و ناامیدی از اصلاح حال خود اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقادهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۱۸ - جز بمی هیچ دل از بند غم آزاد نشد
جز بمی هیچ دل از بند غم آزاد نشد
خط آزادی ما جز خط بغداد نشد ۱
از سخن حال خرابم نشد اصلاح پذیر
همچو ویرانه که از گنج خود آباد نشد ۲
گرچه نقش قدم و سایه و ما همکاریم
کس چو من در فن افتادگی استاد نشد ۳
معنی بکر تراشی چه بود، کوه کنی
خامه فکر کم از تیشه فرهاد نشد ۴
هر زمان بر سر فرزند سخن می لرزم
در جهان کیست که دلبسته اولاد نشد ۵
بخت مزدور سپهر است ازو شکوه مکن
هر کرا شاه کشد دشمن جلاد نشد ۶
شید این جذبه که در صید خلایق دارد
مهره سبحه چرا دانه صیاد نشد ۷
در قبول نظر خلق مجو آسایش
بنده هر گاه که دلخواه شد آزاد نشد ۸
ما همین تنگدلیم از غم خود ورنه کلیم
در جهان نیست کسی کز غم من شاد نشد ۹
خط آزادی ما جز خط بغداد نشد ۱
از سخن حال خرابم نشد اصلاح پذیر
همچو ویرانه که از گنج خود آباد نشد ۲
گرچه نقش قدم و سایه و ما همکاریم
کس چو من در فن افتادگی استاد نشد ۳
معنی بکر تراشی چه بود، کوه کنی
خامه فکر کم از تیشه فرهاد نشد ۴
هر زمان بر سر فرزند سخن می لرزم
در جهان کیست که دلبسته اولاد نشد ۵
بخت مزدور سپهر است ازو شکوه مکن
هر کرا شاه کشد دشمن جلاد نشد ۶
شید این جذبه که در صید خلایق دارد
مهره سبحه چرا دانه صیاد نشد ۷
در قبول نظر خلق مجو آسایش
بنده هر گاه که دلخواه شد آزاد نشد ۸
ما همین تنگدلیم از غم خود ورنه کلیم
در جهان نیست کسی کز غم من شاد نشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۷ - خیال گلشن رویت بدل گذار نکرد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۹ - زپایم دهر خاری برنیاورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.