خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی بیانگر درد و رنج عاشقان در فراق یار است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارات غنی، احساسات عمیق انسانی مانند عشق، اندوه، صبر و امید را به تصویر میکشد. او از غمهای زندگی به عنوان عاملی برای رشد و تقویت روحیه یاد میکند و بر اهمیت پایداری در برابر مشکلات تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارات و اصطلاحات پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
غزل ۳۰۸ - بدست صد غم اگر بیدلان اسیر شوند
بدست صد غم اگر بیدلان اسیر شوند
از آن بهست که ممنون دستگیر شوند ۱
زمانه بیتو مرا زنده بهر آن دارد
که در جدائی هم دوستان دلیر شوند ۲
بکنج خاطر من پا کشند در دامن
گر از جهان، غم و اندوه گوشه گیر شوند ۳
زبس بدور غمت خوشدلی بر افتادست
بآن رسیده که طفلان اشک پیر شوند ۴
لباس شید ملایم نمی شود بر تن
بچرب نرمی اگر زاهدان حریر شوند ۵
تلاش نام و نشان نیست بیدلان ترا
مگر گهی که به پشت نشان تیر شوند ۶
نمک چشی بکلیم امیدوار بده
ز خوان وصل تو اهل هوس چو سیر شوند ۷
از آن بهست که ممنون دستگیر شوند ۱
زمانه بیتو مرا زنده بهر آن دارد
که در جدائی هم دوستان دلیر شوند ۲
بکنج خاطر من پا کشند در دامن
گر از جهان، غم و اندوه گوشه گیر شوند ۳
زبس بدور غمت خوشدلی بر افتادست
بآن رسیده که طفلان اشک پیر شوند ۴
لباس شید ملایم نمی شود بر تن
بچرب نرمی اگر زاهدان حریر شوند ۵
تلاش نام و نشان نیست بیدلان ترا
مگر گهی که به پشت نشان تیر شوند ۶
نمک چشی بکلیم امیدوار بده
ز خوان وصل تو اهل هوس چو سیر شوند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷ - خیال چشم تو در خاطرم گذر نکند
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹ - چو جرس کار دل ار ناله و فریاد بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.