خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غنایی، از عشق، درد فراق، و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند زلف پریشان، تیر تشنه به خون، و طوفان کشتی، احساسات عمیق و آتشین خود را بیان میکند. همچنین، اشاراتی به جنون عشق و فداکاری برای معشوق دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'تیر تشنه به خون' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۳۰۳ - گرم آسوده دوران می گذارد
گرم آسوده دوران می گذارد
کی آن زلف پریشان می گذارد ۱
بخون ما چنان تشنه است تیرت
که پا در آب پیکان می گذارد ۲
گذارد زاد راهی رهزن عشق
اگر سر برد سامان می گذارد ۳
هزار آسیب دیگر در کمین است
که کشتی را بطوفان می گذارد ۴
سفید از گریه چشمم گشت تا کی
دل این کاغذ بباران می گذارد ۵
جنون یکباره عریانم نسازد
بپا خار مغیلان می گذارد ۶
ز شوق گوشه چشم تو سرمه
بهشتی چون صفاهان می گذارد ۷
کلیم آسایش عیش وطن را
برای اهل کاشان می گذارد ۸
کی آن زلف پریشان می گذارد ۱
بخون ما چنان تشنه است تیرت
که پا در آب پیکان می گذارد ۲
گذارد زاد راهی رهزن عشق
اگر سر برد سامان می گذارد ۳
هزار آسیب دیگر در کمین است
که کشتی را بطوفان می گذارد ۴
سفید از گریه چشمم گشت تا کی
دل این کاغذ بباران می گذارد ۵
جنون یکباره عریانم نسازد
بپا خار مغیلان می گذارد ۶
ز شوق گوشه چشم تو سرمه
بهشتی چون صفاهان می گذارد ۷
کلیم آسایش عیش وطن را
برای اهل کاشان می گذارد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۲ - ایدل ز نخل ناله و آهت ثمر چه شد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۴ - گر بتحریر ستم نامه هجران آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.