خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، صبر، امید و جستجوی معنویت سخن میگوید. شاعر از دردها و سختیهای راه عشق و طلب سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۹ - دل بجذب خواری خود جور دشمن می کشد
دل بجذب خواری خود جور دشمن می کشد
شیشه ما سنگ از دست فلاخن می کشد ۱
نشنود گر بوی خار از دامن صد پاره اش
سالک راه طلب کی پا بدامن می کشد ۲
تا لبم را بسته شرم عشق می سوزم ز رشک
هر کجا بینم که دودی سرز روزن می کشد ۳
از مغیلان کار سوزن گیر در راه طلب
نیست سالک آنکه خار از پا بسوزن می کشد ۴
کشته ما را اگر ننواخت برق حادثات
نیست غافل انتظار وقت خرمن می کشد ۵
در بیابان طلب تشنگی بر دم بخاک
از مزار من چراغ مرده روغن می کشد ۶
گر بهجران شادمانم از امید وصل اوست
در قفس بلبل صفیر از شوق گلشن می کشد ۷
بخت ما هر جا که بزم عشرتی سامان کند
شیشه راه سنگ می بیند چو گردن می کشد ۸
در کنار خویشتن پروردمش عمری کلیم
اشک کم فرصت که لشکر بر سر من می کشد ۹
شیشه ما سنگ از دست فلاخن می کشد ۱
نشنود گر بوی خار از دامن صد پاره اش
سالک راه طلب کی پا بدامن می کشد ۲
تا لبم را بسته شرم عشق می سوزم ز رشک
هر کجا بینم که دودی سرز روزن می کشد ۳
از مغیلان کار سوزن گیر در راه طلب
نیست سالک آنکه خار از پا بسوزن می کشد ۴
کشته ما را اگر ننواخت برق حادثات
نیست غافل انتظار وقت خرمن می کشد ۵
در بیابان طلب تشنگی بر دم بخاک
از مزار من چراغ مرده روغن می کشد ۶
گر بهجران شادمانم از امید وصل اوست
در قفس بلبل صفیر از شوق گلشن می کشد ۷
بخت ما هر جا که بزم عشرتی سامان کند
شیشه راه سنگ می بیند چو گردن می کشد ۸
در کنار خویشتن پروردمش عمری کلیم
اشک کم فرصت که لشکر بر سر من می کشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۸ - چند نومید ز کوی تو دل زار آید
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰ - کسیکه از گل داغ تو گلستان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.