خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عاطفی، جفا و بیعدالتی سخن میگوید. شاعر از داغ دل، زخمهای عاطفی و اضطراب ناشی از رفتار ناعادلانه مینالد. همچنین، به رابطهای نابرابر اشاره میکند که در آن یکی خود را برتر میداند و دیگری را تحقیر میکند. در نهایت، شاعر از وفاداری و محبت سخن میگوید که نادیده گرفته شده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، انتقاد اجتماعی و اشاره به روابط ناعادلانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۰ - برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند
برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند
دگر خراج برین منزل خراب نوشتند ۱
به پیش هر الف زخم، صفر داغ نهادند
ستمکشان چو جفای ترا حساب نوشتند ۲
همیشه دجله و جیحون چو دوستان قدیمی
ز موج نامه باین دیده پر آب نوشتند ۳
جفاکشان پی آرام دل بصفحه سینه
ز زخم تیغ تو تعویذ اضطراب نوشتند ۴
کلیم را تو سگ خویش خوانده ای، عجبی نیست
گرش سر آمد اهل وفا خطاب نوشتند ۵
دگر خراج برین منزل خراب نوشتند ۱
به پیش هر الف زخم، صفر داغ نهادند
ستمکشان چو جفای ترا حساب نوشتند ۲
همیشه دجله و جیحون چو دوستان قدیمی
ز موج نامه باین دیده پر آب نوشتند ۳
جفاکشان پی آرام دل بصفحه سینه
ز زخم تیغ تو تعویذ اضطراب نوشتند ۴
کلیم را تو سگ خویش خوانده ای، عجبی نیست
گرش سر آمد اهل وفا خطاب نوشتند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۹ - سرفراز آن سر که فارغ از غم سامان شود
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱ - با آنکه هیچ دربار غیر از خطر ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.