خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از کلیم کاشانی بیانگر درد و رنج عاشقانه، پریشانی و اسارت در عشق است. شاعر از معشوق میخواهد که یا او را رها کند یا به بند بکشد. همچنین، او به مفاهیمی مانند صبر، عشق نافرجام، و زیباییهای گذرا اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد و پریشانی عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اسارت عشقی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۷۱ - گاهی از خاک درت مرهم بزخم ما به بند
گاهی از خاک درت مرهم بزخم ما به بند
اینچنین مگذار ما را یا رها کن یا به بند ۱
حفظ بی برگی به از سامان کن ار وارسته ای
خانه از اسباب چون خالی شود در را به بند ۲
رنگ ما چون مرغ وحشی زود از رو می پرد
ساقی از یکجرعه ما را رنگ بر سیما به بند ۳
در کمین بنشین اگر خواهی شکار افتد بدام
خویش را بنمای و پای آهوی صحرا به بند ۴
تارهای زلف را ای شوخ بر گردن مپیچ
رشته بر آن دسته گل از رگ جانها به بند ۵
حرف را با صرفه میگو تا کدورت ناورد
باده گر خواهی که صاف آید سر مینا به بند ۶
تار زلفت را بصید دیگری ضایع مکن
هر چه می ماند ز بال ما بپای ما به بند ۷
جز پریشانی دگر سودی نمی بینم کلیم
پند من بشنو بزلف او ره سودا به بند ۸
اینچنین مگذار ما را یا رها کن یا به بند ۱
حفظ بی برگی به از سامان کن ار وارسته ای
خانه از اسباب چون خالی شود در را به بند ۲
رنگ ما چون مرغ وحشی زود از رو می پرد
ساقی از یکجرعه ما را رنگ بر سیما به بند ۳
در کمین بنشین اگر خواهی شکار افتد بدام
خویش را بنمای و پای آهوی صحرا به بند ۴
تارهای زلف را ای شوخ بر گردن مپیچ
رشته بر آن دسته گل از رگ جانها به بند ۵
حرف را با صرفه میگو تا کدورت ناورد
باده گر خواهی که صاف آید سر مینا به بند ۶
تار زلفت را بصید دیگری ضایع مکن
هر چه می ماند ز بال ما بپای ما به بند ۷
جز پریشانی دگر سودی نمی بینم کلیم
پند من بشنو بزلف او ره سودا به بند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۰ - کردست تیغت از سر خصم ابتدای فتح
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲ - هر کس بتو دلربا نشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.