خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، رهایی از تعلقات دنیوی، وحدت وجود، و شوق معنوی میپردازد. شاعر از دنیا و تعلقات آن فاصله گرفته و به عشق و جنون عارفانه روی آورده است. او وحدت میان ادیان و مذاهب مختلف را در یک حقیقت واحد میبیند و بر این باور است که تنها یادگار انسان، سخنان و اشعار اوست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۹۵ - ما را طپیدن از غم دنیا شعار نیست
ما را طپیدن از غم دنیا شعار نیست
صد شکر کاب طینت ما موج دار نیست ۱
بی جذبه جنون نرسد کس به هیچ جا
سالک به راه ماند اگر نی سوار نیست ۲
روشندلان حباب سفت دیده بسته اند
روزن چه احتیاج اگر شیشه تار نیست ۳
آن را که دل ز مشرب منصور آب خورد
کشکول فقر را به جز از چوب دار نیست ۴
قطع امید کرده نخواهد نعیم دهر
شاخ بریده را نظری بر بهار نیست ۵
دل را که باشد آتش شوقی، به غم چه کار
آیینه ی گداخته جای غبار نیست ۶
مجلس فروز گبر و مسلمان یک آتشست
در سنگ دیر و کعبه بجز یک شرار نیست ۷
لوح مزار خویش ز دیوان خود کنم
یعنی مرا به غیر سخن یادگار نیست ۸
در گلشنی که عشق بود باغبان کلیم
جز آشیان سوخته بر شاخسار نیست ۹
صد شکر کاب طینت ما موج دار نیست ۱
بی جذبه جنون نرسد کس به هیچ جا
سالک به راه ماند اگر نی سوار نیست ۲
روشندلان حباب سفت دیده بسته اند
روزن چه احتیاج اگر شیشه تار نیست ۳
آن را که دل ز مشرب منصور آب خورد
کشکول فقر را به جز از چوب دار نیست ۴
قطع امید کرده نخواهد نعیم دهر
شاخ بریده را نظری بر بهار نیست ۵
دل را که باشد آتش شوقی، به غم چه کار
آیینه ی گداخته جای غبار نیست ۶
مجلس فروز گبر و مسلمان یک آتشست
در سنگ دیر و کعبه بجز یک شرار نیست ۷
لوح مزار خویش ز دیوان خود کنم
یعنی مرا به غیر سخن یادگار نیست ۸
در گلشنی که عشق بود باغبان کلیم
جز آشیان سوخته بر شاخسار نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴ - در صد زخم جفا زان مژه بر دل بازست
گوهر بعدی:غزل ۹۶ - چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.