خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهی غم، اندوه، شکست عاطفی و تنهایی است. شاعر از بیاعتنایی دیگران، طبیعت وحشی خود و رهایی اراده سخن میگوید. همچنین، اشارهای به عشق و تأثیر آن بر جان دارد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنان سنگین باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند شکست عاطفی و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۲ - از من غبار بسکه بدلها نشسته است
از من غبار بسکه بدلها نشسته است
بر روی عکس من در آئینه بسته است ۱
اندیشه ای زتیر و کمان شکسته نیست
زآهم نترسد آنکه دلم را شکسته است ۲
خوار است آنکه تا همه جا همرهی کند
نقش قدم بخاک ازین رو نشسته است ۳
روشندلان فریفته رنگ و بو نیند
آئینه دل بهیچ جمالی نبسته است ۴
وحشی طبیعتم، گنه از جانب منست
نامم اگر ز خاطر احباب جسته است ۵
بر توسن اراده خود کس سوار نیست
در دست اختیار عنان گسسته است ۶
کار کلیم بسکه ز عشقت بجان رسید
ناصح بآب دیده ازو دست شسته است ۷
بر روی عکس من در آئینه بسته است ۱
اندیشه ای زتیر و کمان شکسته نیست
زآهم نترسد آنکه دلم را شکسته است ۲
خوار است آنکه تا همه جا همرهی کند
نقش قدم بخاک ازین رو نشسته است ۳
روشندلان فریفته رنگ و بو نیند
آئینه دل بهیچ جمالی نبسته است ۴
وحشی طبیعتم، گنه از جانب منست
نامم اگر ز خاطر احباب جسته است ۵
بر توسن اراده خود کس سوار نیست
در دست اختیار عنان گسسته است ۶
کار کلیم بسکه ز عشقت بجان رسید
ناصح بآب دیده ازو دست شسته است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱ - آنکه زخمی از زبان او نخوردم سوسنست
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - جز از غبار مذلت دلم جلا نگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.