هوش مصنوعی: این شعر از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از زخم‌های عشق، جور معشوق، و ناامیدی‌هایش می‌نالد، اما در عین حال، به نوعی تسلیم و پذیرش نیز رسیده است. او از تشبیه‌های مختلف مانند شمع، باغ، سرو، و فرهاد برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند. در نهایت، شعر به این نتیجه می‌رسد که نامه‌های دل (آه‌ها) بدون نیاز به قاصد، به دست معشوق می‌رسند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۶۲ - جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شادست

جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شادست
ز یمن جور تو اقلیم درد آبادست ۱

اجل زهر غمم آسوده کرد و دانستم
که شمع را اگر آسایشی است از با دست ۲

بآن رسیده که رامم شود، رمش ندهی
دمی بخواب شو ای بخت وقت امدادست ۳

بهشت چون زبنی آدمست دلخوش دار
که مانده از پدر این باغ و وقف اولادست ۴

زشرم قد تو در باغ سرو پابرجای
چو بندگان بگریزد اگرچه آزادست ۵

هنوز تیشه سر از پیش برنمی دارد
زبسکه منفعل از سعیهای فرهادست ۶

کسیکه زلف بپایش فتاده می بیند
گمان برد که ز شمشاد سایه افتادست ۷

هلاک همت مرغ شکسته بال دلم
که از شکاف قفس در کمین صیادست ۸

چه حاجتست بقاصد که نامه های کلیم
بدست آه روان همچو کاغذ بادست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۱ - دل ز ناوکهای بیداد تو پیکان را گرفت
گوهر بعدی:غزل ۶۳ - ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.