خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، درد فراق، سفر معنوی، و رهایی از خویشتن میپردازد. شاعر از عشق به معشوق، رنجهای ناشی از آن، و سفر روح به سوی کمال سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و آوارگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۰ - در آتش عشق مهوشان رفت
در آتش عشق مهوشان رفت
آسان پی دل نمی توان رفت ۱
دل از پی درد او روان شد
منزل دنبال کاروان رفت ۲
این مهمان نخوانده ی آه
شد خوار زبس، بر آسمان رفت ۳
تیر تو گرفت کشور دل
این مژده به خانه ی کمان رفت ۴
راه سفرت دلا نبستست
گاهی از خویش می توان رفت ۵
ای گلبن تازه خار جورت
اول در پای باغبان رفت ۶
با جذبه ی دام، بی پر و بال
بتوان چو سفیر از آشیان رفت ۷
عاشق شمعست و قدر او را
وقتی دانند کز میان رفت ۸
آوارگی کلیم خواهم
کز هند توان به اصفهان رفت ۹
آسان پی دل نمی توان رفت ۱
دل از پی درد او روان شد
منزل دنبال کاروان رفت ۲
این مهمان نخوانده ی آه
شد خوار زبس، بر آسمان رفت ۳
تیر تو گرفت کشور دل
این مژده به خانه ی کمان رفت ۴
راه سفرت دلا نبستست
گاهی از خویش می توان رفت ۵
ای گلبن تازه خار جورت
اول در پای باغبان رفت ۶
با جذبه ی دام، بی پر و بال
بتوان چو سفیر از آشیان رفت ۷
عاشق شمعست و قدر او را
وقتی دانند کز میان رفت ۸
آوارگی کلیم خواهم
کز هند توان به اصفهان رفت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹ - پیچیده تر ز طره ی او دود آه ماست
گوهر بعدی:غزل ۶۱ - دل ز ناوکهای بیداد تو پیکان را گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.