خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به توصیف ویرانی و غم ناشی از سیل یا طوفان آب میپردازد. شاعر از بین رفتن خانهها، پراکندگی اجزای زندگی و تبدیل همه چیز به اشک و خرابی سخن میگوید. در پایان، به مدح نواب خان و مهارت کلیم در بیان این مصیبت اشاره میکند.
مفاهیم عمیق غم و ویرانی، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی سنگین، مناسب درک نوجوانان و بزرگسالان است.
غزل ۴۳ - تا خانمان ما همه بر باد داده آب
تا خانمان ما همه بر باد داده آب
مانند اشک از نظر ما فتاده آب ۱
چیزیکه متصل بود امروز، اشک ماست
اجزای دهر را همه از هم گشاده آب ۲
دیوار و در، فتاده چو مستان بهر طرف
کردست در نهاد جهان کار باده آب ۳
جز خانه حباب دگر منزلی نماند
تا روی در خرابی عالم نهاده آب ۴
چون آفتاب سرزده آید بخانه ها
مانند فرش در همه منزل فتاده آب ۵
دایم ز آب مدحت نواب خان تر است
کس چون کلیم تیغ زبان را نداده آب ۶
مانند اشک از نظر ما فتاده آب ۱
چیزیکه متصل بود امروز، اشک ماست
اجزای دهر را همه از هم گشاده آب ۲
دیوار و در، فتاده چو مستان بهر طرف
کردست در نهاد جهان کار باده آب ۳
جز خانه حباب دگر منزلی نماند
تا روی در خرابی عالم نهاده آب ۴
چون آفتاب سرزده آید بخانه ها
مانند فرش در همه منزل فتاده آب ۵
دایم ز آب مدحت نواب خان تر است
کس چون کلیم تیغ زبان را نداده آب ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲ - چند از شرم تو باشد در نقاب
گوهر بعدی:غزل ۴۴ - باده در دور غمت بسکه نشاط افزا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.