خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از مفاهیمی مانند مهربانی، دوستی، کینه، گذرایی زندگی، پیری، غم و شادی سخن می‌گوید. او به زیبایی‌های زندگی اشاره می‌کند اما هشدار می‌دهد که این زیبایی‌ها گذرا هستند. همچنین، شاعر از تجربیات شخصی خود مانند از دست دادن جوانی و ترس از آینده می‌گوید.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم، پیری و گذرایی زندگی ممکن است برای کودکان و نوجوانان سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸ - در آتش ارفکنم تخم مهربانی را

در آتش ارفکنم تخم مهربانی را
دهم به تربیتش آب زندگانی را ۱

به دوستی که گرم دسترس به جان باشد
به مزد، کینه دهم دشمنان جانی را ۲

حنای عیش جهان چون، شفق نمی ماند
دلا زدست مده اشک ارغوانی را ۳

تعلقم به حیاتست وقت پیری بیش
که مفت باخته ام موسم جوانی را ۴

غمی زکار فرو بسته نیست، می ترسم
که از بدیهه ی اشکم برد روانی را ۵

به آن رسیده کز آئینه رو بگردانی
چه خوش رسانده ای آئین سرگرانی را ۶

به اختیار جهان دلنشین کس نشود
چنانکه منزل بی آب کاروانی را ۷

به سرو خانگی ار آشنا شود قمری
به بال اره کند سرو بوستانی را ۸

کلیم بخت مرا روز خوش نصیب کرد
مباد یاد کنم عهد شادمانی را ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷ - لب فرو بستم زیان دارد زبان دانی مرا
گوهر بعدی:غزل ۹ - بگذاشتم به هم بد و نیک زمانه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.