متن درباره شیخی از کوفه است که با ظاهری صوفیانه و هدایایی از کربلا و نجف به خدمت نواب میآید. او به دنبال دریافت هجده هزار جوارش و سفارش از بزرگان و مسئولان منطقه است و با وعدههای بیاثر و حوالههای بیثمر، تنها نقد و بذل میخواهد. شیخ با تهدید و طمعآفرینی سعی در دریافت پول از افراد مختلف دارد و اگر موفق نشود، به عنوان فردی ثقیل و ساکت باقی میماند. در نهایت، متن با طنز اشاره میکند که اینها شوخی قلم است و باید به فکر عطایای شیخ بود.
متن دارای مفاهیم انتقادی و طنز پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مفاهیم مالی و اجتماعی نیازمند درک بالاتری از جامعه است.
شمارهٔ ۹۶ - از تبریز به سرحد دار اردبیل نوشته است
اگر چنین کردید آسوده اید والا شیخ عاکف بساط است و هادم نشاط و ندیم لازم و ثقیل ساکت. پول بدهید، گول مخورید که شیخ ساکت رسیده و در کنج صامت آرمیده و شیخ سلمه الله اگر چه ساکت و صامت باشد، نعوذ بالله من مجاوره السکوت الساکت و ملازمه الثبوت الصامت.
اینها همه شوخی قلم است، فکر عطایای شیخ بایدکرد که مرد جلیل است و عازم اردبیل شده و از آنجا بمقصد اصلی یعنی خدمت ابوالانقیا میرود و ذکر عطیه شما را میکند و یکی را ده میگوید. اگر از سرکار نواب والا میگیرید مختارید و اگر از خود میدهید مختارید و اگر از عمر و زید میگیرید مختارید.
والسلام
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.