متن نامهای است که در آن نویسنده به مسائل مختلفی از جمله تأخیر در تهیه اسباب قورخانه، وضعیت نامناسب سپاه پس از مرخصی افواج، نگرانیهای مربوط به نواب خسرو میرزا، مشکلات مربوط به شترهای آذربایجان و ضرورت توجه به شترهای وارداتی از خراسان اشاره میکند. همچنین، نویسنده از پشیمانی در قمار عشق سخن میگوید و در پایان توصیه میکند که به جای شتر، قاطر فرستاده شود.
متن دارای مفاهیم تاریخی و نظامی پیچیده است و همچنین شامل عبارات ادبی و تمثیلهایی است که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی تاریخی دارد. علاوه بر این، اشاره به موضوعاتی مانند قمار عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شمارهٔ ۸۰ - به محمدخان امیر نظام نوشته شده
دیگر دانسته باشید که بعد از مرخصی افواج قاهره سپاه، چو شیری که چنگال و دندان ندارد اینجا مانده ایم. نواب خسرو میرزا بتحصیل ناب و مخلب آمده بسبب گرفتاری شما در طارم ومشغولی سرتیب بمهمات حریر بسیار اضطراب دارم که مبادا جواز برسد و جوها برسند و سپاه نرسد و بوقت کار نرسیم.
سپاهی که اول بهار برسد بال است و بعد از آن هر چه آید بار.
دیگر نمیدانم چه سری است که شتر آذربایجان هر چه بسر آوردیم همه مرد، حتی امسال پیران علی بیک که چهارصد و پنجاه داشت بالفعل پنجاه ندارد.
محمدعلی بیک خلچ هم هرچه در سال های دراز از زدی و دزد بگیری برده بود همه را بیک شش ماهه صاحب جمعی پسرش باخت.
در قمار عشق ای دل کی بود پریشانی، یعنی پشیمانی.
باری شما حالا شترهائی که دشی صاحب و توبچیان از خراسان بآنجا آورده اند متوجه شوید که تلف نشوند و بعد ازین قاطر بفرستید نه شتر. والسلام
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.