راوی از خواجه امام ظهیر الدین اسعد قشیری نقل میکند که به دلیل بدهی هفتصد دیناری به صوفیان در نیشابور، قصد سفر به لشکرگاه در مرو را داشت. در میهنه، فرزندان شیخ بوسعید او را نگه داشتند و از او پذیرایی کردند. پس از مدتی توقف، هنگامی که در مشهد به تربت شیخ رسید، تجربهای روحانی داشت و شیخ را به صورت عینی دید که به او گفت به نیشابور بازگردد زیرا مقصودش آنجا حاصل میشود. او بازگشت و در خانقاه ساکن شد. به برکت شیخ، بدهیاش پرداخت شد و در آن سال درآمد خوبی برای خانقاه به دست آمد.
متن شامل مفاهیم عرفانی و تجربههای روحانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین درک عمیقتر از مفاهیم تصوف و کرامات اولیا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
حکایت ۱۴ - ازخواجه امام ظهیر الدین اسعد قشیری شنیدم، کی نبیرۀ استاد امام بود، کی گفت مرادر نشابور از جهت صوفیان هفتصد دینار نشابوری قرض افتاده بود، عزم لشکرگاه ک
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.