خلاصه و ردهبندی سنی
14+
متن درباره فردی است که از بغداد به میهنه نزد شیخ میرود و از او میپرسد که خداوند چرا انسانها را آفریده است. شیخ پاسخ میدهد که خداوند نیازی به مخلوقات نداشته، اما به سه دلیل آنها را آفریده: 1. نمایش قدرت زیادش، 2. بهرهمندی از نعمتهای فراوانش، 3. بخشش گناهکاران به دلیل رحمت گستردهاش.
متن دارای مفاهیم عمیق دینی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
حکایت ۱۰۲ - آوردهاند کی کسی از بغداد برخاست و بمیهنه آمد نزدیک شیخ، و از شیخ سؤال کرد کی ای شیخ حقّ سبحانه و تعالی این خلایق را بچه آفریده؟ حاجتمند ایشان بود؟ شی
آوردهاند کی کسی از بغداد برخاست و بمیهنه آمد نزدیک شیخ، و از شیخ سؤال کرد کی ای شیخ حقّ سبحانه و تعالی این خلایق را بچه آفریده؟ حاجتمند ایشان بود؟ شیخ گفت نه اما از جهت سه چیز را آفرید: اول آنکه قدرتش بسیار بود نظارگی میبایست، دوم آنکه نعمتش بسیار بود خورنده میبایست سدیگر آنکه رحمتش بسیارست گناه کار میبایست.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱۰۱ - شیخ گفت قدس اللّه روحه کی یکی بهشت بخواب دید و خوانی نهاده و جماعتی نشسته، اوخواست کی بدیشان نیز موافقت کند، یکی بیامد و دست او بگرفت و گفت جای تو نیس
گوهر بعدی:حکایت ۱۰۳ - وقتی درویشی در پیش شیخ خانقاه میرُفت، شیخ گفت ای اَخی چون گوی میباش در پیش جاروب، چون کوهی مباش در پس جاروب.
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.