شیخ بوسعید دو مرید خود، خواجه علیک و خواجه حسن مؤدب، را برای انجام کاری به میهنه فرستاد. در راه، حسن اصرار داشت به دیدار خواجه مظفر بروند، اما علیک مخالفت کرد. پس از انجام مأموریت، حسن دوباره اصرار کرد و این بار علیک موافقت نمود. در ملاقات با خواجه مظفر، حسن تحت تأثیر سخنان او قرار گرفت، اما علیک با یادآوری سخنان شیخ بوسعید، او را به هوش آورد. پس از بازگشت، شیخ بوسعید حسن را به دلیل لغزشش سرزنش کرد و حسن توبه کرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از واژگان و ساختارهای قدیمی ممکن است برای کودکان دشوار باشد.
حکایت ۴۹ - آوردهاند که درآن وقت که شیخ بوسعید به نشابور بود، خواجه علیک را که از مریدان شیخ بود، و خواجه حسن مؤدب را، بمیهنه فرستاد بمهمی. خواجه علیک گفت چون بن
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.