پیر بوصالح مرید خاص شیخ بود و هر شب خلال دندان به او میداد. درویشی از او خواست روش تراشیدن موی لب را بیاموزد، اما پیر بوصالح پاسخ داد این کار به آسانی ممکن نیست و نیاز به دانش زیادی دارد. او همچنین تعریف کرد که شیخ در آخر عمر تنها یک دندان داشت و هر شب خلال میخواست. یک شب پیر بوصالح به این فکر افتاد که چرا شیخ با نداشتن دندان، خلال میخواهد. شیخ متوجه شد و گفت این کار برای پیروی از سنت و طلب رحمت است، چرا که پیامبر فرموده: «رحمت خدا بر خلالکنندگان امت من در وضو و غذا». پیر بوصالح از این سخن متأثر شد و گریه کرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که برای درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از عبارات عربی و اشاره به سنتهای دینی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
حکایت ۴۸ - پیر بوصالح دندانی مرید خاص شیخ بود و خدمت خلال او داشتی و موی لب هم او راست کردی. درویشی پیر بوصالح را گفت کی موی لب باز کردن مرا بیاموز، بخندید و گفت
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.