در این داستان، شیخ و درویشانش در نشابور هستند. درویشان از شیخ درخواست میکنند تا به سماع قوالان طوس در بازار بروند. شیخ به حسن دستور میدهد تا در بازار به دنبال فردی نیکورو بگردد و به او بگوید که مقریان طوس رسیدهاند و اصحاب شیخ نیاز به شنیدن آوازشان دارند. حسن پس از جستجو، شیخ را نیکوروترین فرد مییابد. شیخ سپس فرجی را به دکان بوجعفر میفرستد تا پنجاه دینار برای ترتیب دادن مجلس سماع بگیرد. بوجعفر با کمال میل پول را میدهد و حتی هدیهای اضافه به عنوان شکرانه میآورد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی اصطلاحات و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
حکایت ۲۸ - آوردهاند که درآن وقت کی شیخ قدس اللّه روحه العزیز به نشابور بود، روزی جماعتی درویشان شیخ به بازار میگذشتند، قوّالان آمده بودند از طوس و در بازار سما
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.