خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شیخ نقل میکند که روزی در حضور بوالعباس قصاب بودیم. او در میان سخنانش اشاره کرد که شناخت خداوند از طریق اشاره و عبارت ممکن نیست. سپس به ما گفت: اگر از تو بپرسند که آیا خدا را میشناسی، نه بگو که میشناسی (چون شرک است) و نه بگو که نمیشناسی (چون کفر است)، بلکه بگو: «خداوند ذات و الهیت خود را به فضلش به ما شناساند».
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و الهیاتی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسن ممکن است دشوار باشد. همچنین، بحث درباره شرک و کفر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۲۲ - شیخ گفت روزی در خدمت بوالعباس قصاب بودیم، در میان سخن گفت اشارت و عبارت نصیب تست از توحید، و وجود حقّ را تعالی اشارت و عبارت نیست. پس روی بما کرد و گف
شیخ گفت روزی در خدمت بوالعباس قصاب بودیم، در میان سخن گفت اشارت و عبارت نصیب تست از توحید، و وجود حقّ را تعالی اشارت و عبارت نیست. پس روی بما کرد و گفت یا باسعید اگر ترا پرسند کی خدای را تعالی شناسی، مگوی کی شناسم کی شرکست، و مگو کی نشناسم که آن کفر است و لکن گوی عَرَّفَنَا اللّه ذاتَهُ واِلهیَّتَهُ بِفَضْلِه.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۱ - شیخ ما گفت قدس اللّه روحه العزیز کی در آن وقت کی ما بآمل رفتیم، یک روز پیش شیخ بوالعباس قصاب نشسته بودیم، دو کس درآمدند و پیش وی بنشستند و گفتند یا شی
گوهر بعدی:بخش ۲۳ - شیخ گفت یک روز شیخ بوالعباس در میان سخن با جمع میگفت کی بوسعید نازنین ملکست و شیخ الاسلام ابوسعید جد این دعاگوی چنین آورده است کی کشف این معنی شیخ را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.