شیخ ابوالعباس قصاب خرقهای از محمدبن عبداللّه الطبری دریافت کرد که سلسلهای از انتقال خرقه تا امیرالمؤمنین علی و پیامبر اسلام را دنبال میکند. پس از نماز صبح، مردم مشاهده کردند که شیخ ابوالعباس لباس شیخ بوسعید و شیخ بوسعید لباس شیخ ابوالعباس پوشیدهاند. شیخ ابوالعباس این حالت را نشانهای از نعمتهای الهی برای شیخ بوسعید دانست و به او گفت به میهنه بازگردد. شیخ بوسعید با مریدان به میهنه بازگشت و پس از رسیدن، خبر وفات شیخ ابوالعباس در آمل را دریافت کرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و تصوف است که برای درک عمیقتر، نیاز به آشنایی با مبانی دینی و فلسفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص و روایت غیرمستقیم ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
بخش ۲۰ - و شیخ بوالعباس قصاب خرقه ازدست محمدبن عبداللّه الطبری داشت و او از بومحمد جریری و او از جنید و او از سری سقطی و او از معروف کرخی و او از داود طایی و ا
پس شیخ ما بوسعید با زاویۀ خویش شد. چون نماز بامداد سلام دادند، جماعت مینگریستند شیخ ابوالعباس را میدیدند جامۀ شیخ بوسعید پوشیده و شیخ بوسعید جامۀ شیخ بوالعباس پوشیده، همۀ جمع تعجب میکردند و میاندیشیدند کی این چه حالت تواند بودن. شیخ بوالعباس گفت آری دوش نثارها جمله نصیب این جوان میهنکی آمد، مبارکش باد. پس بوالعباس روی به شیخ ما کرد و گفت باز گرد و بمیهنه شو کی تا روز چند این عَلَم بر در سرای تو بزنند.
شیخ گفت قدس اللّه روحه العزیز، ما به حکم اشارت او بازآمدیم با صدهزار خلعت و فتوح، و مریدان جمع آمدند. و چون بمیهنه رسید شیخ بوالعباس را بآمل وفات رسید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.