این متن به موضوع عشق الهی و حالات عارفانه عاشقان حقیقی میپردازد. عاشق واقعی چنان در محبوب خود فانی میشود که از دردهای جسمانی مانند سوختن در آتش یا قطع شدن با اره بیخبر میماند. متن با اشاره به حدیثی از خداوند به یکی از انبیا، ویژگیهای بنده خاص خدا را برمیشمرد: مداومت در ذکر، بیتوجهی به غیر خدا و تحمل سختیها بدون احساس درد. همچنین با اشعاری عمق این حالت عرفانی را به تصویر میکشد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی و مفاهیم انتزاعی، آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
فصل ۱۷۲
عَجِبْتُ لِمَنْ یَقوُلُ ذَکَرْتُ رَبّی
فَهَلْ اَنّی فَاَذْکُرُ مانَسیتُ ۲
شَرِبْتُ الْحُبَّ کَأساً بَعدَ کَأسٍ
فما نَفِدَ الشَّرابُ وَلا رَویتُ ۳
و فرمودلایَکوُنَ لُهُ غَیْری چون در وجود غیر نباشد خود جز او که باشد که جز او مرو را باشد وَلایؤثِرُ عَلیَّ شَیئاً مِنْ خَلْقی یعنی در مجاری اقدار چنان متحیر باشد که از وجود و عدم غیر بیخبر باشد و آنچه فرمود: وَاِنْ اُحْرِقَ بِالنّارِ لَمْ یَجِدْ لِحَرقِ النّار اَلماًوَانْ قُطِّعَ بِاَلْمَناشیر لَمْ یَجِدْ لِمُرِّ الْحَدید وَقْعاً لعمری الم کسی بیابد که او را از جسم و مایُضافُ الیَهْا خبر بود و عاشق در عشق بیشعور بود و در پرتو آن نور بود و آتش او را در غلبۀ مشاهده او فردوس اعلی بود: ۴
عاشق بجز از خستۀ هجران نبود
کارش ز غم عشق بسامان نبود ۵
دشوار بود کشیدن بار فراق
وین یافتن وصال آسان نبود ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.