خلاصه و ردهبندی سنی
18+
متن به توصیف عشق و تأثیرات آن بر جان، دل، تن و سر میپردازد. عشق باعث سوزش جان، درد دل، تحول تن و قلق سر میشود. همچنین، متن به رابطهی پیچیدهی بین عشق و وجود اشاره میکند و بیان میدارد که بدون عشق، نمیتوان از آن خبری داشت و با وجود عشق نیز بیان آن ممکن نیست. این تناقض به عنوان امری عجیب و محال در عقل توصیف شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات پیچیده و抽象 ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
فصل ۱۴۰
جان را در طلب سوزیست و دل را دردی و تن را تحولی و سر را قلقی، آن تحول تن و درد دل و سوز جان و قلق سر عشق است و اطراف ولایت وجود در تصرف او و بی او از او اخبار نتوان کرد و با او خود امکان اخبار نبود و این بس عجب است زیرا که بجای او همو بود بدین نسبت مخبر همو بود و مخبر عنه همو بود و این در عقل محال است.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:فصل ۱۳۹
گوهر بعدی:فصل ۱۴۱
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.