متن درباره عشق و عاشقی است که در آن عاشقی کبکی را به کوهسار میبرد و آن را با معشوق خود مقایسه میکند. نویسنده بیان میکند که عشق واقعی نیازمند شوق کامل است و هرگونه نقصان در شوق، عشق را ناقص میکند. همچنین، وصال را به عنوان هیزم آتش شوق توصیف میکند که عاشق را به اتحاد با معشوق میرساند. در پایان، اشعاری درباره آرزوی اتحاد با معشوق و رسیدن به مقام والای عشق آورده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی درباره عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و استعارههای پیچیده نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
فصل ۸۴
خواهم که زسرّعشق آگاه شوم
بیخود بروم بنزد دلخواه شوم ۲
گر او شوم ای یگانه بر خلق جهان
بیزحمت بیخودی همه شاه شوم ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.