میرزا امین فردی دردمند و سالک است که در زندگی خود با رنجها و مجاهدات بسیاری روبرو شده است. او در جوانی به سیاحت در مناطق مختلف پرداخت و در عتبات عالیات زائر بود. وی با بسیاری از مشایخ معاصر ارتباط داشت اما ارادت خاصی به محب علی شاه چشتی داشت و از طریق خدمت به او به مقاصد روحانی خود دست یافت. اکنون در بقعه هفت تنان شیراز، زاویه و خانقاهی دارد و اشعار زیبایی میسراید. نمونهای از اشعار او در متن آمده است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و روحانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشعار موجود در متن دارای معانی عمیق و فلسفی هستند که برای مخاطبان جوانتر ممکن است قابل درک نباشد.
بخش ۱۹ - خاکی شیرازی
ای دل اگردمی ز خودی با خدا شوی
از پای تا سر همه نور و ضیا شوی ۲
گفتی کز اختلاف جهان نیستم خلاص
هستت خلاص گر به خلافش رضا شوی ۳
یابی فراغتی ز ستمهای نفس اگر
با سالکان راه خدا آشنا شوی ۴
رباعی ۵
چندی پی علم و مذهب و کیش شدم
یک چند دگر طالب درویش شدم ۶
دیدم که دل است مبدء هر فیضی
برگشتم وطالب دل خویش شدم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.