خلاصه و ردهبندی سنی
16+
میرزا معصوم فردی با نسبتی به شمسالدین تبریزی است که در کاشان زندگی میکند. او به دلیل پاکی فطرت و دوری از مصاحبت دنیوی، به تجارت مشغول بوده و اهل سلوک و معارف است. او به زیارت خانهی خدا رفته و در راه، مثنویای به نام «تحفة الحرمین» سروده است. از اشعار او چند بیت نمونه ارائه شده که مضامینی عرفانی و عاشقانه دارد.
متن شامل مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از ابیات دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی هستند که برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است قابلدرک نباشد.
بخش ۱۸ - خاوری کوزه کنانی
اسمش میرزا معصوم و سلسله نسبش به شمس الدین تبریزی میپیوندد. در دارالمؤمنین کاشان توطن دارد. نظر به پاکی فطرت و نیکی جبلت به مصاحبت اهل دنیا راضی نگردیده و به کسب و تجارت امور، معاش خود گذرانیده. چنان که در قصیدهای فرماید:
۱
ز بدو حال ز مردم طمع بریدستم
که صعوه را نکند طعمه همت شاهین ۲
به قرص سفرهٔ خود راضیم ز گندم و جو
به صید بازوی خود قانعم ز غث و سمین ۳
به حکم استطاعت به زیارت بیت اللّه مشرف و در عرض راه مثنوی به بحر مثنوی قران السعدین امیرخسرو دهلوی مسمی به تحفة الحرمین منظوم فرموده. بالجمله از مسالک سلوک واقف و از مصاحبان اهل معارف. اشعار بسیار دارد در این وقت چیزی حاضر نیست. این چند بیت تیمّناً قلمی میشود: ۴
در آن خلوت که حیرت لب فروبندد جهانی را
مجال نطق باشد خاصه چون من بی زبانی را ۵
شرمندهام ز بس که به وصلش تمام عمر
دادم فریب این دل هجران کشیده را ۶
هست شمعم بدید و در همه جا
روشن از وی هزار انجمن است ۷
شرط عشق آمدخموشی ورنه من هم پیش یار
میتوانم گفت حال خود زبانم لال نیست ۸
ز بدو حال ز مردم طمع بریدستم
که صعوه را نکند طعمه همت شاهین ۲
به قرص سفرهٔ خود راضیم ز گندم و جو
به صید بازوی خود قانعم ز غث و سمین ۳
به حکم استطاعت به زیارت بیت اللّه مشرف و در عرض راه مثنوی به بحر مثنوی قران السعدین امیرخسرو دهلوی مسمی به تحفة الحرمین منظوم فرموده. بالجمله از مسالک سلوک واقف و از مصاحبان اهل معارف. اشعار بسیار دارد در این وقت چیزی حاضر نیست. این چند بیت تیمّناً قلمی میشود: ۴
در آن خلوت که حیرت لب فروبندد جهانی را
مجال نطق باشد خاصه چون من بی زبانی را ۵
شرمندهام ز بس که به وصلش تمام عمر
دادم فریب این دل هجران کشیده را ۶
هست شمعم بدید و در همه جا
روشن از وی هزار انجمن است ۷
شرط عشق آمدخموشی ورنه من هم پیش یار
میتوانم گفت حال خود زبانم لال نیست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۷ - خالد سلیمانیه
گوهر بعدی:بخش ۱۹ - خاکی شیرازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.