این متن دربارهٔ فردی دانشمند و باارزش است که ابتدا در خدمت عمادالدین زنگی بود و مسئولیتهای مهمی مانند دیوان انشاء را بر عهده داشت. سپس، او خدمت دیوان و نزدیکی به سلطان را رها کرد و به زندگی زاهدانه و عزلت روی آورد. با این حال، شخصیتهای مهمی مانند خوارزمشاه و ملک مازندران به او اخلاص نشان میدادند. در پایان، یک رباعی از او نقل شده است که مضمون آن اطمینان دادن به دوستان و بیخوفی در برابر دشمنان است.
متن شامل مفاهیم تاریخی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از واژگان قدیمی و ساختار ادبی متن نیاز به درک نسبتاً بالایی دارد.
بخش ۹۱ - محمّد نسوی عَلَیهِ الرّحمة
رو در صف دوستان ما باش مترس
خاک ره آستان ما باش مترس ۲
گر جمله جهان قصد به جان تو کنند
دل فارغ دار از آنِ ما باش مترس ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.