این متن شعری است که از مفاهیم نجومی و استعاری برای بیان احساسات و تجربیات انسانی استفاده میکند. شاعر از اختران و سیارات به عنوان نمادهایی برای توصیف حالات روحی و عاطفی خود بهره میگیرد. او از تأثیرات منفی اختران بر زندگی خود شکایت میکند و از نبود شادی و رقص در زندگی خود ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، شاعر به مخاطب توصیه میکند که به جای توجه به اختران، به عشق واقعی توجه کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات نجومی و فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
بخش ۵۸ - بیان آنک بیکاران و افسانهجویان مثل آن ترکاند و عالم غرار غدار همچو آن درزی و شهوات و زبان مضاحک گفتن این دنیاست و عمر همچون آن اطلس پیش این درزی جهت قبای بقا و لباس تقوی ساختن
بُرد پارهپاره خَیّاط غُرور ۱
تو تَمَنّا میبَری کَاخْتَر مُدام
لاغ کردی سَعْد بودی بر دَوام ۲
سَخت میتولی زِ تَربیعاتِ او
وَز دَلال و کینه و آفاتِ او ۳
سخت میرَنْجی زِ خاموشیِّ او
وَز نُحوس و قَبْض و کینکوشیِّ او ۴
که چرا زُهْرهیْ طَرَب در رَقْص نیست؟
بر سُعود و َرَقْصِ سَعْدِ او مَایست ۵
اَخْتَرَت گوید که گَر اَفْزون کُنم
لاغ را پَس کُلیَّت مَغْبون کُنم ۶
تو مَبین قَلّابی این اَخْتَران
عشقْ خود بر قَلْبزَن بین ای مُهان ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.