خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان مجنون خطاب به لیلی و صبا بیان شده است. مجنون از عشق و فراق لیلی مینالد و از صبا میخواهد که سلام او را به سلمی برساند. او از آرزوهایش میگوید و امیدوار است که لیلی به او نوازشی کند. مجنون همچنین از بیوفایی دنیا و رنجهای عشق شکایت میکند و تأکید میکند که عشق او واقعی است و مانند عشق زاهدان ریاکار نیست.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۱۱ - که برد بکوی لیلی ز وفا پیام مجنون
که برد بکوی لیلی ز وفا پیام مجنون
که بسی نرفت و از یاد تو رفت نام مجنون ۱
بسلامت ای صبا گر برسی بکوی سلمی
بدوصد نیازمندی برسان سلام مجنون ۲
ز حدیث آرزومندی ما بگو که شاید
بنوازشی و نازی بدهند کام مجنون ۳
ز درم در آنگارا تو چه مهر عالم آرا
که نتابد از فلک چون تو ببام مجنون ۴
شب هجر تیره چون روز قیامت است لیکن
به امید صبح روی تو گذشت شام مجنون ۵
همه عارفان ز پیمانۀ بادۀ تو سر خوش
ز چه ریختند خونابۀ غم به جام مجنون ۶
کنم از شکایت از ترک عنایت تو شاید
نکند اثر در ارباب نظر کلام مجنون ۷
نخورم فریب زاهد که کند ز عشق منعم
بخدا که هیچ عاقل نفتد بدام مجنون ۸
ز چه ای غزال رعنا تو ز مفتقر رمیدی
مگر آهوان صحرا نشدند رام مجنون؟ ۹
که بسی نرفت و از یاد تو رفت نام مجنون ۱
بسلامت ای صبا گر برسی بکوی سلمی
بدوصد نیازمندی برسان سلام مجنون ۲
ز حدیث آرزومندی ما بگو که شاید
بنوازشی و نازی بدهند کام مجنون ۳
ز درم در آنگارا تو چه مهر عالم آرا
که نتابد از فلک چون تو ببام مجنون ۴
شب هجر تیره چون روز قیامت است لیکن
به امید صبح روی تو گذشت شام مجنون ۵
همه عارفان ز پیمانۀ بادۀ تو سر خوش
ز چه ریختند خونابۀ غم به جام مجنون ۶
کنم از شکایت از ترک عنایت تو شاید
نکند اثر در ارباب نظر کلام مجنون ۷
نخورم فریب زاهد که کند ز عشق منعم
بخدا که هیچ عاقل نفتد بدام مجنون ۸
ز چه ای غزال رعنا تو ز مفتقر رمیدی
مگر آهوان صحرا نشدند رام مجنون؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - سرم را پر کن از سودای عشق و سربلندم کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - تا چند باشی از ما گریزان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.