خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و شوق خود به معشوق سخن میگوید و حالات مختلفی مانند وجد، طرب، تب و تاب، و حتی رنجش از قهر معشوق را بیان میکند. او خود را بنده و غلام معشوق میداند و از رسوایی در میان عرب و عجم به خاطر این عشق یاد میکند. شاعر امیدوار است که صبح امید پس از شام غم بیاید و شبش را مانند روز روشن کند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به درک ادبی و عاطفی بالاتری نیاز دارند.
شماره ۳۸ - از عشق تو اندر تاب و تبم
از عشق تو اندر تاب و تبم
وز شوق تو در وجد و طربم ۱
از شمۀ لطف تو سلمانم
وز شعلۀ قهر تو بو لهبم ۲
هندوی بت خال تو شدم
رسوای تو در عجم و عربم ۳
با سر ره عشق تو می پویم
گر مانده شود پای طلبم ۴
من بندۀ حلقه بگوش توام
جز این نبود حسب و نسبم ۵
خود را بشمار غلامانت
می آورم، و دور از ادبم ۶
ای شام غمم را صبح امید
بازآ که شود چون روز، شبم ۷
از عشق تو سینه لبالب غم
وز شوق تو آمده جان بلبم ۸
گر سوخته مفتقرت چه عجب
از خامی مدعیان عجبم ۹
وز شوق تو در وجد و طربم ۱
از شمۀ لطف تو سلمانم
وز شعلۀ قهر تو بو لهبم ۲
هندوی بت خال تو شدم
رسوای تو در عجم و عربم ۳
با سر ره عشق تو می پویم
گر مانده شود پای طلبم ۴
من بندۀ حلقه بگوش توام
جز این نبود حسب و نسبم ۵
خود را بشمار غلامانت
می آورم، و دور از ادبم ۶
ای شام غمم را صبح امید
بازآ که شود چون روز، شبم ۷
از عشق تو سینه لبالب غم
وز شوق تو آمده جان بلبم ۸
گر سوخته مفتقرت چه عجب
از خامی مدعیان عجبم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - ای در طلبت همۀ عالم گم
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - ای روی تو قبلۀ حاجاتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.