خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و دوری از معشوق میگوید. او خود را آواره، سرگشته و رنجور توصیف میکند و از آه سوزان دلش سخن میگوید. با وجود بیزاری از این وضعیت، همچنان نیازمند معشوق است و از آسیب زدن به خاطر نازکش میترسد. شاعر خود را مستمند و دیوانهوار عاشق معرفی میکند و این را سرمایه و ابزار زندگی خود میداند.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۴ - بخدا که ز غیر تو بیزارم
بخدا که ز غیر تو بیزارم
وز خویش همیشه در آزارم ۱
آوارۀ کوه و بیابانم
سرگشتۀ کوچه و بازارم ۲
چون مرغ شب آویزم همه شب
روزانه چه بلبل گلزارم ۳
در خرمن نه فلک آتش زد
یک شعله ز آه دل زارم ۴
رنجورم و باز مرنجانم
بیزارم و باز نیازارم ۵
آن خاطر نازک را ترسم
کز زاری خویش بیازارم ۶
من مفتقر سودا زده ام
اینست متاعم و ابزارم ۷
وز خویش همیشه در آزارم ۱
آوارۀ کوه و بیابانم
سرگشتۀ کوچه و بازارم ۲
چون مرغ شب آویزم همه شب
روزانه چه بلبل گلزارم ۳
در خرمن نه فلک آتش زد
یک شعله ز آه دل زارم ۴
رنجورم و باز مرنجانم
بیزارم و باز نیازارم ۵
آن خاطر نازک را ترسم
کز زاری خویش بیازارم ۶
من مفتقر سودا زده ام
اینست متاعم و ابزارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - از هر گل شور نروید گل
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - آن دل که ز عشق چه غنچه شکفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.