خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و وفای شاعر به معشوق است. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و خود را فدای او میکند. شاعر همچنین از غم و رنج عشق شکایت دارد، اما در نهایت به لطف و بخشش معشوق امیدوار است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶ - آن سینه که مهر تو مه دارد
آن سینه که مهر تو مه دارد
روزی چه شبان سیه دارد ۱
قربان وفای دلی گردم
کو جانب عشق نگه دارد ۲
اقلیم ملاحت را نازم
کامروزه بمثل توشه دارد ۳
جانم به فدای زنخدانی
کان یوسف حسن به چه دارد ۴
در حلقۀ زلف خم اندر خم
یک سلسله خیل و سپه دارد ۵
شاها دل غمزده ام گله ها
زان صاحب تاج و کله دارد ۶
هر چند که بنده گنهکارم
گر لطف کنی چه گنه دارد ۷
ای سرو سهی قد، مفتقرت
عمریست که چشم بره دارد ۸
روزی چه شبان سیه دارد ۱
قربان وفای دلی گردم
کو جانب عشق نگه دارد ۲
اقلیم ملاحت را نازم
کامروزه بمثل توشه دارد ۳
جانم به فدای زنخدانی
کان یوسف حسن به چه دارد ۴
در حلقۀ زلف خم اندر خم
یک سلسله خیل و سپه دارد ۵
شاها دل غمزده ام گله ها
زان صاحب تاج و کله دارد ۶
هر چند که بنده گنهکارم
گر لطف کنی چه گنه دارد ۷
ای سرو سهی قد، مفتقرت
عمریست که چشم بره دارد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - افسوس که گوهر نفس نفیس
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - برقی از غمزۀ مستی زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.