خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با زبانی پراحساس و تصاویر شاعرانه، به ستایش معشوق و آرزوی وصال با او میپردازد. شاعر از معشوق به عنوان نور هدایتگر، درمانگر دردها، و راهنمای گمگشتگان یاد میکند و با بیانی لطیف، احساسات خود را بیان میدارد.
این شعر به دلیل استفاده از مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، و همچنین به کارگیری صنایع ادبی پیچیده، برای درک و لذت بردن، به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد در افراد شکل میگیرد.
شماره ۳۰۶ - بازآ که ز دل زنگزدا بلکه تو باشی
بازآ که ز دل زنگزدا بلکه تو باشی
روشنگر آیینه ما بلکه تو باشی ۱
حاجتطلبان را ز کرم آن خم ابروی
بنمای که محراب دعا بلکه تو باشی ۲
هر سوی که کردی نظرت جانب یار است
ای دیده من قبلهنما بلکه تو باشی ۳
از سایه مژگان خود ای شوخ در این دشت
رم میکنی آهوی ختا بلکه تو باشی ۴
عاجز ز علاج دل ما گشته فلاطون
ای لعل لب یار دوا بلکه تو باشی ۵
در بادیه بیخبری گمشدگانیم
این قافله را راهنما بلکه تو باشی ۶
لایق نبود شکوه ز دلدار نمودن
قصاب سزاوار جفا بلکه تو باشی ۷
روشنگر آیینه ما بلکه تو باشی ۱
حاجتطلبان را ز کرم آن خم ابروی
بنمای که محراب دعا بلکه تو باشی ۲
هر سوی که کردی نظرت جانب یار است
ای دیده من قبلهنما بلکه تو باشی ۳
از سایه مژگان خود ای شوخ در این دشت
رم میکنی آهوی ختا بلکه تو باشی ۴
عاجز ز علاج دل ما گشته فلاطون
ای لعل لب یار دوا بلکه تو باشی ۵
در بادیه بیخبری گمشدگانیم
این قافله را راهنما بلکه تو باشی ۶
لایق نبود شکوه ز دلدار نمودن
قصاب سزاوار جفا بلکه تو باشی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - بس که کردم گریه شد خونابم از اعضا تهی
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - بینا نیم آن لحظه که با ما تو نباشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.