خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از درد عشق و هجران می‌گوید و بر اهمیت پنهان‌کاری و تحمل رنج‌های عاشقانه تأکید دارد. همچنین، به بی‌وفایی دنیا و ارزش دانش در نزد بی‌دردان اشاره می‌کند.

محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۷۶ - درد او هرچند بسیار است در جان باش گو

درد او هرچند بسیار است در جان باش گو
یار از این معنی خبردار است پنهان باش گو ۱

ما که در پیش غم اصلاً پای کم ناورده‌ایم
مدعای او گر آزار است هجران باش گو ۲

کلبه بی‌دوست را تعمیر کردن ابلهی است
دل تهی چون از غم یار است ویران باش گو ۳

در حقیقت منصب آیینه و عاشق یکی است
هر دو را مقصود دیدار است عریان باش گو ۴

از شکرخند سپهر پرفریب از ره مرو
آخر این بی‌رحم خون‌خوار است خندان باش گو ۵

جنس دانش را نمی‌گیرند بی‌دردان به هیچ
این گهر چون بی‌ خریدار است ارزان باش گو ۶

می‌کند قصاب جوش گریه روشن دیده را
تا چراغ ما شرربار است سوزان باش گو ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۵ - عالمی را کرده سرگردان طواف کوی تو
گوهر بعدی:شماره ۲۷۷ - رفتی ز چشم و ماند به‌جا ماجرای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.