خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر از جدایی و دوری معشوق است. شاعر احساس میکند بدون معشوق، زندگی برایش بیمعناست و حتی پس از مرگ نیز به جستجوی او ادامه خواهد داد. او از درد عشق و سوختن در آتش فراق میگوید و احساس میکند بدون معشوق، حتی وطن نیز برایش غریب است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند سوختن در آتش عشق یا جستجوی معشوق پس از مرگ ممکن است برای مخاطبان جوان سنگین باشد.
شماره ۲۷۴ - مرا که نیست دمی روح در بدن بی تو
مرا که نیست دمی روح در بدن بی تو
حرام باد دگر زندگی به من بی تو ۱
به جستجوی تو بعد از وفات خواهم گشت
به گرد خویش چو فانوس در کفن بی تو ۲
کجاست جلوه قدت که سرو در چشمم
بود چو دود که برخیزد از چمن بی تو ۳
ز دست کوته و بیحاصلی چه سازم پس
سزد اگر زنم آتش به خویشتن بی تو ۴
چه شعله سوز دیارم ز غربت افزون است
چو شمع چند توان سوخت در وطن بی تو ۵
ز پای تا به سرم هم چو شمع زآتش عشق
بسوخت ریشه جان و گداخت تن بی تو ۶
دلم تو داری و من دارم از ازل غم تو
ز دست عشق مرا قفل بر دهن بی تو ۷
مباد گفته قصاب بعد از این رنگین
اگر رود به زبانش دمی سخن بی تو ۸
حرام باد دگر زندگی به من بی تو ۱
به جستجوی تو بعد از وفات خواهم گشت
به گرد خویش چو فانوس در کفن بی تو ۲
کجاست جلوه قدت که سرو در چشمم
بود چو دود که برخیزد از چمن بی تو ۳
ز دست کوته و بیحاصلی چه سازم پس
سزد اگر زنم آتش به خویشتن بی تو ۴
چه شعله سوز دیارم ز غربت افزون است
چو شمع چند توان سوخت در وطن بی تو ۵
ز پای تا به سرم هم چو شمع زآتش عشق
بسوخت ریشه جان و گداخت تن بی تو ۶
دلم تو داری و من دارم از ازل غم تو
ز دست عشق مرا قفل بر دهن بی تو ۷
مباد گفته قصاب بعد از این رنگین
اگر رود به زبانش دمی سخن بی تو ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۳ - من نمیگویم که منع نرگس غماز کن
گوهر بعدی:شماره ۲۷۵ - عالمی را کرده سرگردان طواف کوی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.