خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او خود را غبار خاطر معشوق، خار همراه گل، و پرگار گرد وجود او میداند. همچنین از بیقراری، سرگشتگی و بیداری در راه عشق یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۵۶ - زنم گردم غبار خاطر دلدار میگردم
زنم گردم غبار خاطر دلدار میگردم
شوم گر طوطی این آیینه را زنگار میگردم ۱
میان ما و جانان آشنایی نیست بی نسبت
به هر رنگی که آن گل میشود من خار میگردم ۲
ز یک افسانه در خوابیم اما از ره وحشت
به هر کس پا زند ایام من بیدار میگردم ۳
مرا سرگشتگی برجاست تا در دل مکان داری
نفس تا هست بر گرد تو چون پرگار میگردم ۴
به خاک افتاده چون آب روان قصاب در گلشن
به گرد قامت آن سرو خوش رفتار میگردم ۵
شوم گر طوطی این آیینه را زنگار میگردم ۱
میان ما و جانان آشنایی نیست بی نسبت
به هر رنگی که آن گل میشود من خار میگردم ۲
ز یک افسانه در خوابیم اما از ره وحشت
به هر کس پا زند ایام من بیدار میگردم ۳
مرا سرگشتگی برجاست تا در دل مکان داری
نفس تا هست بر گرد تو چون پرگار میگردم ۴
به خاک افتاده چون آب روان قصاب در گلشن
به گرد قامت آن سرو خوش رفتار میگردم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۵ - همان به دیده غباری که داشتم دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۷ - روزی به دو زانو بر دلدار نشستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.