خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و با وجود رنجها و تلخیها، به خواستههای خود رسیده است. او از نگاه معشوق، لبخندهای تلخ و شیرین، و حتی دشنامهای او به عنوان آرزوهای برآوردهشده یاد میکند و در نهایت به آرامش میرسد.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استفاده از استعارههای احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند دشنام یا رنج عشق برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۲۵۲ - بهر قتلم داد پیغامی که من میخواستم
بهر قتلم داد پیغامی که من میخواستم
از لبش حاصل شد آن کامی که من میخواستم ۱
از جواب تلخ آن شیرینزبان راضی شدم
بود در این قند بادامی که من میخواستم ۲
شد درون سینه نقش خاتم دل داغدار
کرد پیدا این نگین نامی که من میخواستم ۳
سر زد از گرد عذار یار خط دلفریب
در چمن گسترده شد دامی که من میخواستم ۴
ناله همدم، آه، آتشبار، مژگان، خونچکان
داد آخر آن سرانجامی که من میخواستم ۵
گردش چشمی ز یک نظّارهام مستانه کرد
داد ساقی باده از جامی که من میخواستم ۶
از خم زلف تو آزادی نخواهد یافتن
مرغ دل افتاده در دامی که من میخواستم ۷
در تبسم گفت زیر لب که قربانم شوی
آخر آن مه داد دشنامی که من میخواستم ۸
بیتأمل در رهش قصاب کردم جان نثار
شد نصیب امروز آرامی که من میخواستم ۹
از لبش حاصل شد آن کامی که من میخواستم ۱
از جواب تلخ آن شیرینزبان راضی شدم
بود در این قند بادامی که من میخواستم ۲
شد درون سینه نقش خاتم دل داغدار
کرد پیدا این نگین نامی که من میخواستم ۳
سر زد از گرد عذار یار خط دلفریب
در چمن گسترده شد دامی که من میخواستم ۴
ناله همدم، آه، آتشبار، مژگان، خونچکان
داد آخر آن سرانجامی که من میخواستم ۵
گردش چشمی ز یک نظّارهام مستانه کرد
داد ساقی باده از جامی که من میخواستم ۶
از خم زلف تو آزادی نخواهد یافتن
مرغ دل افتاده در دامی که من میخواستم ۷
در تبسم گفت زیر لب که قربانم شوی
آخر آن مه داد دشنامی که من میخواستم ۸
بیتأمل در رهش قصاب کردم جان نثار
شد نصیب امروز آرامی که من میخواستم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۱ - تا چون نگه توان شد دور از میان مردم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۳ - با آنکه در قلمرو هستی یگانهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.