خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف لب و دندان معشوق میپردازد. شاعر از عناصری مانند شکر، مور، خال، و نگین قصاب برای خلق تصاویر ذهنی استفاده کرده است. متن سرشار از تخیل و زیباییشناسی است و احساسات عاشقانه را به نمایش میگذارد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق آن نیاز به آشنایی با ادبیات و شعر کلاسیک دارد.
شماره ۱۵۸ - چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکر
چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکر
عیانش از لب و دندان نموده شیر شکر ۱
چو دید آن لب و دندان نمود جان پرواز
غذای روح بود بیشتر پنیر شکر ۲
خط است سرزده گستاخ بر لبش یا مور
ز حرص پای فرود برده در خمیر شکر ۳
نشسته خال به کنج لبش بدان ماند
که شاه هند زند تکیه بر سریر شکر ۴
خطش چو خط سیه در بر نگین قصاب
برون نیامده پیداست در ضمیر شکر ۵
عیانش از لب و دندان نموده شیر شکر ۱
چو دید آن لب و دندان نمود جان پرواز
غذای روح بود بیشتر پنیر شکر ۲
خط است سرزده گستاخ بر لبش یا مور
ز حرص پای فرود برده در خمیر شکر ۳
نشسته خال به کنج لبش بدان ماند
که شاه هند زند تکیه بر سریر شکر ۴
خطش چو خط سیه در بر نگین قصاب
برون نیامده پیداست در ضمیر شکر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - صبح وصال را اثر آمد هزار شکر
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - ای خرم آن زمان که بود یار در کنار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.