خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که شادی و سپاسگزاری را در مواجهه با لحظات خوش و پایان سختیها بیان میکند. شاعر از دیدار معشوق، رسیدن به آرزوها، و نجات از خطرات با شکرگزاری یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مانند 'دجله' و 'قصاب داغ زلف' نیاز به دانش ادبی یا فرهنگی دارند.
شماره ۱۵۷ - صبح وصال را اثر آمد هزار شکر
صبح وصال را اثر آمد هزار شکر
شام فراق را سحر آمد هزار شکر ۱
دلبر رسید خرم و می خورد و بوسه داد
نخل مراد بارور آمد هزار شکر ۲
چون آفتاب از ره روزن به روی ماه
ناخواندهام به کلبه درآمد هزار شکر ۳
میکردم از سپهر سراغ هلال عید
ابروی یار در نظر آمد هزار شکر ۴
از چار موج دجله اضداد کشتیام
بیرون ز ورطه خطر آمد هزار شکر ۵
طفل سرشگ تا سر مژگان ز دل دوید
این نورسیده با جگر آمد هزار شکر ۶
قصاب داغ زلف سیاهی به دل رسید
امشب عزیزم از سفر آمد هزار شکر ۷
شام فراق را سحر آمد هزار شکر ۱
دلبر رسید خرم و می خورد و بوسه داد
نخل مراد بارور آمد هزار شکر ۲
چون آفتاب از ره روزن به روی ماه
ناخواندهام به کلبه درآمد هزار شکر ۳
میکردم از سپهر سراغ هلال عید
ابروی یار در نظر آمد هزار شکر ۴
از چار موج دجله اضداد کشتیام
بیرون ز ورطه خطر آمد هزار شکر ۵
طفل سرشگ تا سر مژگان ز دل دوید
این نورسیده با جگر آمد هزار شکر ۶
قصاب داغ زلف سیاهی به دل رسید
امشب عزیزم از سفر آمد هزار شکر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - میکند هر دم به قصدم چرخ تقدیر دگر
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.